موضوع‌بندی مطالب سایت
کد خبر : 92 تاریخ انتشار: ۱۴ / ۰۶ / ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۰
پرینت: پرینت: ذخیره فایل ارسال به دوستان

إبل: روایات وارد شده در مذمت إبل

إبل: روایات وارد شده در مذمت إبل الروایات الوارده فی ذمّ الإبل: وَ إنّ فِیهَا الشَّقَاءُ وَ الْجَفَاءُ وَ الْعَنَاءُ وَ بُعْدُ الدَّارِ تَغْدُو مُدْبِرَهً وَ تَرُوحُ مُدْبِرَهً وَ لَا یَأْتِی خَیْرُهَا إِلَّا مِنْ جَانِبِهَا الْأَشْأَمِ أَمَا إِنَّهَا لَا تَعْدَمُ الْأَشْقِیَاءَ الْفَجَرَهَ. متن کامل روایت: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَیُّ الْمَالِ […]

روایات وارد فی ذم الإبل

إبل: روایات وارد شده در مذمت إبل

الروایات الوارده فی ذمّ الإبل:
وَ إنّ فِیهَا الشَّقَاءُ وَ الْجَفَاءُ وَ الْعَنَاءُ وَ بُعْدُ الدَّارِ تَغْدُو مُدْبِرَهً وَ تَرُوحُ مُدْبِرَهً وَ لَا یَأْتِی خَیْرُهَا إِلَّا مِنْ جَانِبِهَا الْأَشْأَمِ أَمَا إِنَّهَا لَا تَعْدَمُ الْأَشْقِیَاءَ الْفَجَرَهَ.
  • متن کامل روایت:

سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَیُّ الْمَالِ خَیْرٌ؟ قَالَ: زَرْعٌ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَ أَصْلَحَهُ وَ أَدَّى حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ.

از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده که از حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله پرسیدند: از اموال کدام یک بهتر است؟ حضرت‏ فرمودند: بهترین اموال، زراعتى است که خود بکارند و از آن مراقبت کند و چون درو کند حقّ خداوند را بپردازد.

قِیلَ: فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ الزَّرْعِ خَیْرٌ؟ قَالَ: رَجُلٌ فِی غَنَمَهٍ قَدْ تَبِعَ بِهَا مَوَاضِعَ الْقَطْرِ[۱] یُقِیمُ الصَّلَاهَ وَ یُؤْتِی الزَّکَاهَ.

عرض شد بعد از زراعت، کدام مال بهتر است؟ فرمودند: چوپانی که گوسفندان را به محل بارش باران می‌برد و نمازها را به جا آورد زکات آن را بدهد.

قِیلَ: فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ الْغَنَمِ خَیْرٌ؟ قَالَ: الْبَقَرُ تَغْدُو بِخَیْرٍ وَ تَرُوحُ بِخَیْرٍ.

عرض شد بعد از آن کدام بهتر است؟ فرمودند: ماده گاو چرا که هم صبح، شیر می‌دهد هم شام.

قِیلَ: فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ الْبَقَرِ خَیْرٌ؟ قَالَ: الرَّاسِیَاتُ فِی الْوَحَلِ وَ الْمُطْعِمَاتُ فِی الْمَحْلِ نِعْمَ الشَّیْ‏ءُ النَّخْلُ مَنْ بَاعَهُ فَإِنَّمَا ثَمَنُهُ بِمَنْزِلَهِ رَمَادٍ عَلَى رَأْسِ شَاهِقٍ‏ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ‏ إِلَّا أَنْ یُخْلِفَ مَکَانَهَا.

بعد از گاو کدام مال بهتر است؟ فرمودند: درختانى که در میان گل و لای قرار گرفته‌اند و حتّی در خشکسالی هم میوه مى‏‌دهند خوب مالى است درخت خرما، و اگر کسى درخت خرما را یا باغ خرما را بفروشد بهاى آن مانند خاکسترى است که بر سر کوهى باشد در روزى که باد تندى آید. [یعنى برکت ندارد] مگر آنکه با پول آن، درخت یا باغ خرماى دیگری بخرد.

قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ النَّخْلِ خَیْرٌ؟ فَسَکَتَ؛ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: فَأَیْنَ الْإِبِلُ؟

عرض شد یا رسول اللَّه بعد از درخت خرما چه مالى بهتر است‏؟ حضرت، سکوت کردند و جوابی ندادند؛ شخصى عرض نمود: پس شتر چه؟!

قَالَ: فِیهَا الشَّقَاءُ وَ الْجَفَاءُ وَ الْعَنَاءُ وَ بُعْدُ الدَّارِ.

حضرت فرمودند: شتر جفا و مشقت و تعبش بسیار است و چون غالباً خار در احوالى شهرها کم است کسى که شتر دارد مى‏‌باید که در بیابان باشد بنابراین همیشه از خانه خود دور است یا اینکه به جهت بارکشی مجبور است از خانه و زندگی دور باشد.

تَغْدُو مُدْبِرَهً وَ تَرُوحُ مُدْبِرَهً وَ لَا یَأْتِی خَیْرُهَا إِلَّا مِنْ جَانِبِهَا الْأَشْأَمِ أَمَا إِنَّهَا لَا تَعْدَمُ الْأَشْقِیَاءَ الْفَجَرَه.

و شیرش نه چاشت مى‌‏شود و نه شام [چون بچه شتر شیر بسیار مى‏‌خواهد و از آن قلیلى زیاد مى‏‌آید] و خیرش از جانب چپ‌َست [ظاهراً کنایه از این است که در شیرش مرض و بیماری‌ست] و به درستى که اشقیاء فاجر، شترداری را رها نمی‌کنند. [پس نگران بی‌سرپرستی شتران نباشید!]

ای انها مع هذه الخلال لا یترکها الأشقیاء و یتخذونها للشوکه و الرفعه و عن الشیخ البهائی ان المعنى: ان من جمله مفاسدها أنّه یکون معها غالباً شرار الناس و هم الجمّالون.

یعنی با این حال شتر، أشقیاء را ترک نمی‌کند. و أشقیاء، شتر را مایه عظمت و بزرگی خود قرار می‌دهند؛ و شیخ بهاء الدین محمد اینگونه معنا کرده‌اند که: از جمله مفاسد شتر آن است که معمولاً شتر با بدترین مردم‌هاست و آن‌ها شتربانان هستند. [یعنى نه چنین است که از این مذمّت همه کس ترک نمایند بلکه فسّاق فجّار بسیارند که سخن مرا نمى‏‌شنوند و تکبرشان بر این مى‏‌دارد که شتر داشته باشند و آن‌ها أشقیاء فاسقند!]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:‏ الْغَنَمُ إِذَا أَقْبَلَتْ‏ أَقْبَلَتْ‏ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ أَقْبَلَتْ وَ الْبَقَرُ إِذَا أَقْبَلَتْ‏ أَقْبَلَتْ‏ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ أَدْبَرَتْ وَ الْإِبِلُ أَعْنَانُ الشَّیَاطِینِ إِذَا أَقْبَلَتْ أَدْبَرَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ أَدْبَرَتْ وَ لَا یَجِی‏ءُ خَیْرُهَا إِلَّا مِنَ الْجَانِبِ[۲] الْأَشْأَمِ.

حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: گوسفند هر گاه اقبال ‏کند و آمد داشته باشد که أقبال کرده و هر گاه ادبار کند و آمد نداشته باشد ادبارش هم اقبال است [یعنى ادبار ندارد و همیشه خوبست یا اینکه ممکن است مراد این باشد که چون شروع کند در ادبار همه را از جهت گوشت و پوست بکشند و به صاحبش ضرر نرسد یا اینکه اگر گوسفند تلف شود حق سبحانه و تعالى عوض دهد چون سنت است نگاهداشتن آن بخلاف شتر که مکروهست] و گاو وسط است اقبالش اقبال است و ادبارش ادبار [یعنی وقتی آمد داشته باشد خوب است و اگر آمد نداشت ضرر است!] و شتر، از سرزمین جنبندگان متمرد و سرکش است و اقبالش هم ادبار است [شاید مراد این باشد که با همه مذمتی که برای شتر بیان شد اگر شتری برای صاحبش إقبال هم داشته باشد بدبختی‌ست زیرا همین اقبال باعث می‌شود در همان شغل مذموم ثابت بماند و یا حتّی شغلش را توسعه هم دهد.]

  • نکته: الْإِبِلُ أَعْنَانُ الشَّیَاطِینِ: أعنان به معنای نواحی‌[۳] و شیطان به گفته أبوعبیده به معنای هر موجود متمرد و سرکشی است خواه انسان باشد یا جن یا یا هر جانور و جنبنده‌ای دیگر اعم از حشره یا حیوان.[۴]

قیل: أی لا تحلب و لا ترکب الاّ من شمالها، و یمکن أن یکون ذلک کنایه عن ان نفعها مشوب بضرر عظیم أو یکون الغرض موتها و استیصالها، أی خیرها فی عدمها، مبالغه فی عدم نفعها،کأنّ عدمها أنفع من وجودها.[۵]

پیرامون «مِنَ الْجَانِبِ الْأَشْأَمِ» گفته شده یعنی  فقط از سمت چپ آن شیرش را مى‏‌دوشند و سوار بر آن مى‏‌گردند، و ممکن است کنایه باشد از اینکه سودش آمیخته با زیان بزرگى است و محتمل است منظور، مرگ و نابودى شتر است یعنى خوبى آن در نبودن آنست از باب مبالغه در نفع نداشتن؛ و این کنایه است از اینکه نبودنش سودمندتر است از بودنش.

  • نگارنده احتمال دیگری می‌دهد و آن اینکه این عبارت اشاره به روایاتی است که می‌فرمایند بول و ادرار شتر بهتر است از شیر آن.

المحاسن[۶]: عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام یَا بُنَیَّ اتَّخِذِ الْغَنَمَ وَ لَا تَتَّخِذِ الْإِبِل.[۷]

اسحاق بن جعفر معروف به المؤتمن از پدرشان امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند که: پسرم گوسفند برگیر ولی شتر مگیر.

رِجَالُ النَّجَاشیّ[۸]: عَنِ الجَارُودِ: قَالَ:کَانَ رَجُلٌ مِنْ بَنِی رِیَاحٍ یُقَالُ لَهُ سُحَیْمُ بْنُ أُثَیْلٍ نَافَرَ غَالِباً أَبَاالْفَرَزْدَقِ بِظَهْرِ الْکُوفَهِ عَلَى أَنْ یَعْقِرَ هَذَا مِنْ إِبِلِهِ مِائَهً و هذا من إبله مائه إِذَا وَرَدَتِ الْمَاءَ، فَلَمَّا وَرَدَتِ الْمَاءَ قَامُوا إِلَیْهَا بِالسُّیُوفِ فَجَعَلُوا یَضْرِبُونَ عَرَاقِیبَهَا فَخَرَجَ النَّاسُ عَلَى الْحَمِیرَاتِ وَ الْبِغَالِ یُرِیدُونَ اللَّحْمَ قَالَ وَ عَلِیٌّ عَلَیهِ‌السَّلام بِالْکُوفَهِ قَالَ فَجَاءَ عَلَى عَلَیهِ‌السَّلام بَغْلَهِ رَسُولِ اللَّهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ إِلَیْنَا وَ هُوَ یُنَادِی أَیُّهَا النَّاسُ‏ لَا تَأْکُلُوا مِنْ لُحُومِهَا وَ إِنَّمَا أُهِلَّ بِهَا لِغَیْرِ اللَّه‏.[۹]

جارود گوید: مردى از بنى رباح به نام سحیم بن اثیل در پشت کوفه با پدر فرزدق که نامش غالب بود مسابقه داد که هر کدام صد شتر خود را که بر سر آب آیند پى کنند پس چون شتران برای آبخوری بر سر آب آمدند شمشیر میان شترها نهادند و آن‌ها را پى کردند. بعد از آن مردم با الاغ و استر براى گرفتن گوشت آن‌ها بیرون آمدند. جارود گفت: على علیه‌السّلام که در کوفه بود سوار بر استر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم نزد ما آمد و فریاد می‌زد: أیها الناس از گوشت این‌ها مخورید همانا این‌ها برای غیر خدا کشته شده‌اند.

قلت: النفر الغلبه، و الظاهر انّ المراد بالمنافره بینهما المفاخره بالحسب و الکرم و السخاء. أقول: یأتی ما یتعلق بذلک فی «فرزدق».

شیخ عباس قمی رحمه الله علیه گوید: لغت النفر [مجازاً] به معنای غلبه پیدا کردن است و ظاهراً مراد از منافره میان إبن أثیل و غالب، تفاخر کردن به حسب و کرم و سخاوت بوده است. شیخ می‌فرماید: آنچه مربوط به فرزدق است در آینده خواهد آمد.

الکافی[۱۰]: أَبِی الْحَسَنِ [مُوسى]‏ علیه‌السلام یَقُولُ: «أَبْوَالُ‏ الْإِبِلِ‏ خَیْرٌ مِنْ أَلْبَانِهَا وَ یَجْعَلُ اللَّهُ [عَزَّ و جَلَّ] الشِّفَاءَ فِی أَلْبَانِهَا»[۱۱]

بول شتر بهتر از شیر آن است و خداوند شفا را در شیر شتر قرار داده است.

فی أنّه کان بمفضّل بن عمر ربو شدید، أی ضیق النّفس؛ فأمره أبو عبد اللّه علیه السّلام بشرب بول الإبل، فشرب فبرأ.[۱۲]

أقول: یأتی فی «جمل» و «زمل» ما یناسب المقام.

شیخ گوید: در ماده جمل و زمل آنچه مناسب این بحث است می‌آید.


[۱] جاى نزول باران‏. (غرهنگ أبجدی؛ ۸۸۲)

[۲] در منبع اینگونه آمده: مِنَ الْجَانِبِ الْأَشْأَمِ.

[۳] أعنان الشیاطین أعنان کل شی‏ء نواحیه‏. (معانی الأخبار؛ ۳۲۲)

[۴] کلُّ عاتٍ‏ مُتَمَرِّدٍ من إنْسٍ أَو جِنٍ‏ أَو دابَّه. (القاموس المحیط؛ ۲۳۵/۴)

[۵] بحار الأنوار؛ ۱۲۳/۶۴

[۶] المحاسن؛ ۶۴۰/۲

[۷] بحارالأنوار؛۱۳۰/۶۴

[۸] رجال النجاشی‏؛ ۱۶۷

[۹] بحار الأنوار؛ ۳۲۵/۶۵

[۱۰] الکافی؛ ۳۳۸/۶

[۱۱] بحار الأنوار؛ ۸۴/۶۲

[۱۲] مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّهُ یُصِیبُنِی رَبْوٌ شَدِیدٌ إِذَا مَشَیْتُ حَتَّى لَرُبَّمَا جَلَسْتُ فِی مَسَافَهِ مَا بَیْنَ دَارِی وَ دَارِکَ فِی مَوْضِعَیْنِ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ اشْرَبْ لَهُ أَبْوَالَ اللِّقَاحِ قَالَ فَشَرِبْتُ ذَلِکَ فَمَسَحَ اللَّهُ دَائِی‏. (بحارالأنوار؛ ۱۸۲/۵۹)

مفضل گوید به حضرت صادق علیه‌السلام عرض کردم وقتی راه می‌روم به تنگی نفس مبتلا می‌شوم تا آنجا که مجبورم مسافت میان خانه خودم تا منزل شما را دو بار از تنگی نفس بنشینم و استراحت کنم. حضرت فرمودند: ای مفضّل! برای این منظور از بول شتر بخور، گوید همین کار را انجام دادم و خداوند مرا از آن بیماری پاک نمود. تذکر: لواقح جمع لاقح به معنای ماده شتری است که باردار شده است. (الرائد؛ ۱۴۷۴)

لینک کوتاه این مطلب: http://dlvr.it/MKH4kl
ارسال دیدگاه

آگهی بازرگانی
افزایش بازدید
l