موضوع‌بندی مطالب سایت
کد خبر : 500 تاریخ انتشار: ۲۸ / ۰۶ / ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۵
پرینت: پرینت: ذخیره فایل ارسال به دوستان

مانند کسی که فرشی را به تصور اینکه عتیقه است محکم نزد خود نگاه داشته است برای جدا کردن دلش از آن، هیچ نیازی به زور بازو نیست بلکه همین قدر، کافیست فرش عتیقه واقعی را نشانش دهی تا بفهمد آنچه نزد اوست بدلی محض است در آن وقت است که فی الفور آن را رها می کند.

شرح منازل السائرین ۳

سومین جلسه عرفان اسلامی رابطه سخن حضرت ابراهیم علیه السلام با تهذیب نفس؟! ۲۵) باب التهذيب‏: قالَ اللهُ عَزّ وَ جَلّ: فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.[۱] خواجه عبدالله انصاری رضوان الله تعالی علیه، در ابتداء بیست و پنجمین منزل سیر و سلوک، به آیه ۷۶ سوره انعام مُتمسّک شده است. اینکه چرا خواجه در […]

%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c%d9%86-3

سومین جلسه عرفان اسلامی

رابطه سخن حضرت ابراهیم علیه السلام با تهذیب نفس؟!

۲۵) باب التهذيب‏: قالَ اللهُ عَزّ وَ جَلّ: فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.[۱]

خواجه عبدالله انصاری رضوان الله تعالی علیه، در ابتداء بیست و پنجمین منزل سیر و سلوک، به آیه ۷۶ سوره انعام مُتمسّک شده است.

اینکه چرا خواجه در آغاز منزل «التهذیب» به این آیه استشهاد نموده است محل بحث و گفتگوهای فراوانی میان شرّاح و مفسرین کتاب منازل السائرین قرار گرفته است با وجود آنکه می توانست به آیاتی که به حسب ظاهر صراحت بیشتری با بحث تهذیب نفس دارند استشهاد نماید مثلاً علی الظاهر آیه  ۹ و ۱۰ سوره شمس، تناسب بیشتری با موضوع بحث دارد آنجا که خداوند می فرماید: “قَد أفلَحَ مَن زَکّـیها، وَ قَد خابَ مَن دَسّــها” زیرا در این آیات بحث از رستگاری و محرومیّت است خداوند می فرماید: “کسی که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار و کسی که نفس خود را با گناه آلوده کرد محروم می شود.”

چنانچه پیش از این توضیح دادیم تهذیب در لغت به معنای وارسته و پیراسته کردن نفس و گاهی به معنای زدودن و هَرس زوائد درختان می باشد در یک کلام، تَرکِ تعلّقاتِ مُضرّ را تهذیب گویند.

دل کندن و وارسته شدن از زواید و مزخرفات[۱] دنیا، به جهت فریبا و دلربا بودن، کاری بس مشکل است چه عاملی می‌تواند در این قلع و قمع، سالک را یاری دهد تا دل کندن از آنچه غیر خداست برایش آسان شود.

خواجه با تمسّک به این آیه در طلیعه و آغازین سخن، راز آن را افشاء می کند خواجه می خواهد به سالِک یادآوری کند که تعلّقات دنیا و حتی غیر دنیا و در کل، هر آنچه غیر خداست، تمام شدنی است.

خواجه با یادآوری این آیه در طلیعه سُخن، دل سالک را متوجه ندای فطرتش می کند که از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام بیان می دارد: ای انسان! من از فانی مُتنفرم، من عاشق باقی و بقاء هستم بعد از این شعور و معرفت است که طی طریق کردن در منزل تهذیب، برای سالک آسان می گردد زیرا از این به بعد می داند که از چیزی باید دل بکند که بر خلاف باور سطحی و ابتدائی، پایدار نیست و بقاء و دوامی ندارد.

کندن دندان شیری برای کودک، خوشایند نیست امّا اگر بداند با کندن این دندان شیری، دندان اصلی و دائمی سر بر آورده و رشد می کند با جان و دل و مشتاقانه به این امر راضی می شود.

مانند کسی که فرشی را به تصور اینکه عتیقه است محکم نزد خود نگاه داشته است برای جدا کردن دلش از آن، هیچ نیازی به  زور بازو نیست بلکه همین قدر، کافیست فرش عتیقه واقعی را نشانش دهی تا بفهمد آنچه نزد اوست بدلی محض است در آن وقت است که فی الفور آن را رها می کند.

این آیه شاخص و معیار خوبی، برای دلبستن و دل کندن، در اختیار سالک الی الله قرار می دهد و می دانیم که تهذیب جز دل کندن از فناء و دل بستن به باقی، چیز دیگری نمی باشد.

۱۰/۱۰/۱۳۹۱

%d9%85%d9%87%d8%b1


[۱] زیبایی های ظاهری.

لینک کوتاه این مطلب: http://dlvr.it/MHQ7sH
ارسال دیدگاه

آگهی بازرگانی
افزایش بازدید
l